تماس

 

آرشیو

 


Frosty Sun


Frosty Sun


 وبلاگهايی که وقت ندارم بخونم،
ولی هرجور شده ميخونم!


Friday, February 06, 2004

تولد، تولد، تولدش مبارک... مبارک، مبارک، تولدش مبارک!
سالی جدید، آرزوهایی جدید، زندگی جدید...
نمیدونم چقدر میخوام خودم رو تغییر بدم! نمیدونم به چی میخوام تغییر پیدا کنم... نمیدونم میتونم بگم پارسال بهترین سال زندگیم بود یا نه... ولی میدونم با اینکه سال سختی بود، خاطره های زیادی ازش دارم... میدونم که تابستون بهم خیلی خوش گذشت چون بعد از یک سال همه ی دوستهامو که از هر چی بیشتر دوسشون دارم دیدم... میدونم که سال گذشته از همه ی سالهای دیگه برام مهمتر بود... پر از تجربه های جورواجور... پر از "اولین بار" ها... و همه ی اینها منو تغییر دادن... باعث شدن قدر دوستیها رو بیشتر بدونم... باعث شدن از خیلی جهات عوض بشم! خیلی! و این انسان تغییر یافته اس که امروز وارد هیجدهمین سال زندگیش میشه... به امید اینکه بازم تغییر کنه... به امید اینکه بتونه تجربه های بیشتری کسب کنه... به امید اینکه خوشحالتر باشه و بقیه رو خوشحال کنه... به امید اینکه به خودش افتخار کنه... به امید اینکه دوستهاش و خانواده ش بهش افتخار کنن...
به امید سالی پربار!