تماس

 

آرشیو

 


Frosty Sun


Frosty Sun


 وبلاگهايی که وقت ندارم بخونم،
ولی هرجور شده ميخونم!


Saturday, July 19, 2003

یه روز سه تا دختر به اسمهای "اولی" و "دومی" و "سومی" سوار ماشین میشن که برن کلاس تنیس! وقتی میرسن به باشگاه، میرن تو، حاضر میشن و شروع میکنن به بازی کردن! بعد از حدود 40 دقیقه، مربی میگه که وقتم که باشه وقت یه "استراحت کوتاه" هستش! خلاصه، مربی و شاگردها، چهار نفری میشینن روی یه نیمکت کنار زمین که استراحت کنن!
اولی: راستی یادته یه کتاب کف بینی داشتم؟!
سومی: آره! چقدر هم مزخرف بود!
اولی: یه ذره ش یادمه بیا برات فال بگیرم!
سومی: راستی امشب هم که الهام جون داره میاد خونتون؟!
دومی: اوه اوه، راست میگی! چی کارش کنیم؟!
اولی: آهان فهمیدم! بهش میگیم که "سومی" فالبینی بلده! خره، زود باور میکنه!
دومی: آره! ما بهت زندگینامه ش رو میگیم، تو هم همونارو بهش بگو!
اولی: آره! بگو تو فالت میبینم که آمریکا دانشگاه میری!
دومی: تو کلاست هم پر از پسره!
اولی: ولی ایرانی زیاد نیست تو کلاست!
دومی: بابات هم عمل کرده یه بار!
اولی: ولی اصلا نمیخواد هیچ کس بفهمه!
دومی: آره، هیچ کس!
سومی: دماغت رو هم یه بار عمل کردی!
دومی: یه بار چیه؟!؟! دو بااااااار!! در عرض فقط یه سال!!
سومی: ولی با این وجود هیچ تغییری هم نکرده:))
اولی: مامانت هم خیلی رو دماغت حساسه و نمیخواد هیچ کس بدونه عمل کردی!!
مربی: بچه ها بریم تو زمین!
--------------------------
دومی: خسته نباشین! پس جلسه ی بعد دو شنبه س دیگه؟!
مربی: بله! ساعت 2!
اولی: مرسی! خسته نباشید!
مربی: راستی! الهام جون که من رو به شما معرفی کرده بود امروز عصر داره میاد باشگاه بهش تنیس یاد بدم! سلامتون رو بهش میرسونم!
--------------------------
فکر میکنین اون سه تا دختر تا چند روز احساس حماقت میکردن؟:)

 


Friday, July 18, 2003

سلام سلام:)
صابخونه که میبینین گم شده بود این چند روز، به این دلیل بود که از پررویی زیاد، خودش رو تلپ کرده بود خونه ی دو تا آدم بیچاره به مدت 48 ساعت :) از جاش هم تکون نمیخورد! ولی بالاخره به زور و زحمت اومدن برش گردوندن سر خونه زندگیش(متاسفانه!)
من هم بالاخره تونستم این برنامه ی "پاورچین" رو که همه جا آثارش دیده میشد رو ببینم! زیاد بد نبود! فقط من نفهمیدم، جریان این نگاه کردنهای مهران مدیری به دوربین چیه؟! اصلا پِروفِشِنال نبید!
من الان سه ساعت میشه که همین دو قطره رو نوشتم! ولی چون خوابم میاد و دیگه نمیکشم بقیه ش رو فردا مینویسم!
فعلا!

 


Tuesday, July 15, 2003

مثل اینکه Parsonline هم درست شده و فیلترهایی رو که گذاشته بودن برداشتن، چون تو هر وبلاگ Blogspot که برین، تو نظرخواهی ها مسعود رو میبینین که نوشته "من پیدا شدم"!!! :)

 


سلام سلام:)
من این چند روز سرم خیلی شلوغ بود! به طرزی خفن! دیروز رفته بودیم اداره گذرنامه که گذرنامه بگیرم! همون 5 ساعتی که اونجا بودم به اندازه ی 3 روز خسته شدم!! نه کولر درست حسابی داشت، نه نظم درست حسابی، نه کارمندهای درست حسابی! وقتی که ما وارد شدیم بهمون شماره ی 355 رو دادن و تازه نوبت شماره ی 150 بود! دیگه خودتون حساب کنین چه زجری کشیدم! ساعت 9 وارد شدیم، ساعت 2:15 اومدیم بیرون :|
ولی عوضش ناهار رفتیم جام جم دلی از عزا درآوردیم:) از پارسال خیلی عوض شده بود! غذاش هم خوب بود! به نظر من که از Food Court های کانادا بهتر بود! چون اونجا توی Food Court ها مک دونالد و برگر کینگ و کنتاکی و نیویورک فرایز ه! همش همبرگر و سیب زمینی! اصلا غذاهای متنوع نداره! البته چرا، میتونی بین چیزبرگر و همبرگر انتخاب کنی:) ولی اگه هر روز بری جام جم میتونی یه چیز مختلف بخوری! البته ممکنه همه ی غذاهاش خوب نباشه!
الان هم مثلا میخواستم برم فیلم سینمایی ببینم ولی برق رفت:( مفیدترین کاری که میتونستم انجام بدم این بود که بیام اینجا!
فعلا!
پ.ن: امشب برای اولین بار آرزو کردم extendable ears داشتم!! (از اونایی که تو هری پاتر هست!) چون به شدت میخواستم گوشهام جایی باشن که اجازه نداشتن! شما راه دیگه ای بلد نیستین ؟!

 


Sunday, July 13, 2003

دیشب من در یک اقدام تعجب برانگیز 14 ساعت تمام خوابیدم! بعد ظاهرا بسم نبود!، چون بعد از ظهر هم 4:30 ساعت خوابیدم! تازه الان هم که 9 شب باشه خوابم میاد هنوز! :)
نکته ی دیگه اینکه من بالاخره امشب بعد از 11 ماه و اندی، در عرض 5 دقیقه سه تا سوسک رویت کردم!! من که زیست نخوندم بدونم وجود سوسک چه کمکی میتونه به عالم بشریت بکنه ولی من با کمال میل حاضرم که تمام سوسک ها از بین برن حتی اگه با از بین رفتنشون منم بمیرم :P بسیار موجودات کثیف و چندش آوری هستن!
راستی! فهمیدین وبلاگم داره مشهور میشه؟:)) یه سری لینک عکس که من آپلود کرده بودم رو برداشتن، یه ویروس چسبوندن بهش و داره پخش میشه تو اینترنت!! دقیقا مثل Goldfish و Application! امروز هم از شیوا یه دونه گرفتم!! گرچه ممکنه به جای اینکه مشهور بشم بدتر بازدید کننده های وبلاگم کم شن! چون ممکنه بگن این سایت ویروس داره دیگه نریم ببیینمش :)
خوب من کم کم برم بخوابم! نظر بدین توروخدا :(
فعلا!