Sunday, July 04, 2004

ساعت 2 از تولد برگشتم، یه نیم ساعتی تو اینترنت چرخ زدم، کامپییوتر رو خاموش کردم که برم بخوابم، و تا الان که ساعت 6 صبح تو تختم وول و حرص خوردم تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتم دوباره بیام آنلاین.
خیلی احساس وحشتناکیه وقتی داری از خواب و خستگی و کوفتگی میمیری ولی حتی نمیتونی دو دقیقه چشاتو ببندی. وقتی یه متر عرض تختت رو هزار بار این ور اون ور میری فقط برای اینکه بفهمی تنها کاری که نمیتونی توش بکنی خوابیدنه!
کممممممممممممک
من خسته م
:(