|
|
 |
|
 |
|
|
Wednesday, May 05, 2004 |
این اضافه وزن اخیر همش تقصیر اون رشته ی کذاییه منه... وقتی فشار و کم خوابی و قهوه و comfort food جزئی از زندگی روزمره ت میشه دیگه نمیفهمی کیلو کیلو چربی از کجا میاد و کجا میره! ولی سه چهار ماه که گذشت و پاتو گذاشتی رو ترازو تازه میفهمی که د بیا، همش رفته تو پاها و شکم و بازوهای مبارکت... حقیقت تلخیه ولی از همون روز اول اسم مارو گذاشتن Frosh-15 از اونجایی که به طور متوسط سال اولیها روز آخر سال 15 پوند سنگینتر از روز اول خواهند بود!
خلاصه دیروز تصمیمات جدی گرفتم که شروع کنم به رژیم گرفتن تا بدین وسیله مشت محکمی به دهان EngSci و دانشگاه تورنتو بکوبم...
متاسفانه مثل اکثر رژیمها، روز اول و دوم عالی پیش رفت! تا اینکه یکی پیشنهاد داد شام بریم بیرون و خلاصه تمام زحمات دو روزه به هدر رفت! حالا ایشالا به حول و قوه ای الهی از فردا به هیچ دعوتی جواب مثبت نمیدم بلکه تا آخر تابستون دوباره همه چی طبیعی بشه
|
|
|
|
|
 |
|
 |
|
|