|
|
 |
|
 |
|
|
Thursday, July 03, 2003 |
سلام سلام!!
ساناز گزارش ميدهد از تهران!"گزارش" رو همينجوری ميونشتن ديگه؟!
اين غيبت چند روزه ی صابخونه، به خاطر غير ممکن بودنه زمين گذاشتن کتاب هری پاتربود!! ولی بالاخره با دو شب بيخوابی کشيدن تموم شد!! من هم با اينکه ميدونستم يکی قراره توش بميره، موقعی که طرف مرد به شدت شکه شدم و هنوز باورم نميشه J.K Rowling حاضر شده از بين اين همه آدم مزخرف تو کتاب، [...] رو بکشه :| خلاصه اينکه حتما بخونينش و %100 انگليسی ش رو بخونين:) البته هنوز هم به نظر من جلد سومش بهتر از همه بود!
خوب اين از تبليغ!:)
اونايی که از پارسال وبلاگ من رو ميخوندن، شايد يادشون بياد که من وقتی از ايران رفتم، چقدر از Austria Airlines تعريف کردم!! آخه واقعا پارسال هواپيماهاش حرف نداشت!! هر صندلی جلوش تلويزيون داشت، غذاش محشر بود، صندليهاش گنده بود و آدم راحت ميتونست بخوابه، توقفش تو اتريش هم فقط 2 ساعت بود! ولی حالا اگه هنوز دير نشده من حرفم رو شديدا پس ميگيرم!! آقا با هواپيمايی اتريش نرو!! اين دفعه کلی پسرفت کرده بود! بزرگترين عيبش اين بود که ديگه تلويزيون نداشت جلوی صندلی ها!! غذاش هم که بد شده بود! صندليهاش هم آب رفته بودن طوری که من تو 8 ساعت پرواز فقط تونستم نيم ساعت بخوابم! توقفش هم تو اتريش هفففففففت ساعت بود!! حالا انگار اينها به اندازه ی کافی بد نبود! در طول 8 ساعت پرواز از تورنتو تا اتريش من کنار يه مرد حدودا 50 ساله نشسته بودم که به طرز وحشتناکی بوی عرق ميداد!!!! يعنی ميگم وحشتناک منظورم وحشتناکه وحشتناکه! صندليها هم کوچيک بود، برای همين من که سعی ميکردم تا ميتونم ازش دور شم، نصف تن و سرم تو راهرو بود و هر کس رد ميشد ميخورد به من!! ولی با اين وجود باز هم فايده نداشت:)
بقيه ش تو نوشته ی بعدی!!!! ظاهرا Blogger جديدا "Big Post Error" ميده!!!! به حق چيزهای نديده و نشنيده!!
ادامه دارد...!!!
|
|
|
|
|
 |
|
 |
|
|