|
|
 |
|
 |
|
|
Saturday, June 14, 2003 |
سلام!
امروز بالاخره Yearbook ها رو تحویل دادن! من 4 تا عکس توش دارم! ولی هنوز هم افسوس میخورم که چرا اون فرم مشخصاتم رو اول سال پر نکردم که تو Yearbook چاپ کنن! ولی به هر حال:) همینش هم بعدا کلی خاطره میشه!
امروز رفتم تمرین رانندگی که مثلا هفته ی بعد برم امتحان بدم!! جلسه ی چهارمم بود! يعنی در واقع 6 ساعت رانندگی کرده بودم!! بعد من مامانم رو مجبور میکنم باهام بیاد که با این معلمه حرف بزنه که یارو کله ی من رو نخوره! آخه طرف از اونهاس که اگه هر 2 دقیقه یه بار یه چیزی نگه دق میکنه! خلاصه چون سروش رو نمیتونستیم خونه تنها بذاریم مامانم گفت با خودمون میبریمش! بعد تا اومدیم سوار شیم یارو گفتش که اگه سروش بیاد باهامون جریمه ش میکنن! برای همین قرار شد ببریمش خونه ی دوستمون! بعد خلاصه رسیدیم اونجا و من وارد پارکینگ شدم! بعد که سروش پیاده شد یارو گفت راه بیفت! بعد منم چراغ راهنما زدم، دنده رو گذاشتم رو دنده عقب، اینور اونور رو نگاه کردم و اومدم بیرون! بعد که اومدم تو خیابون، پام رو گذاشتم رو ترمز که فرمون رو صاف کنم و مستقیم برم! آقا جاتون خالی:)) تا گاز دادم ماشین همچین پرت شد عقب که همه یه متر پریدن بالا :)) حالا شانس اوردم که ماشین پشت سرم نبود وگرنه یارو هر چی از دهنش در میومد بهم میگفت!!! حالا این گند کاری انگار بس نبود!! بعد اومدم دنده رو بذارم رو Drive که مستقیم برم، عوضی گذاشتم رو Park!!! بعد گاز دادم ماشین همچین صدا داد که تا دو خیابون اونورتر همه شنیدن:)) خلاصه بعدش که یه ذره گذشت یارو برگشت به مامانم گفت: خانوم، من رانندگی دخترتون رو خیلی قبول دارم! ایشون خیلی عالی رانندگی میکنن! من هم رانندگیشون رو 100% تاييد میکنم! ولی خیلی ببخشید ها، قبول شدنشون رو تو امتحان 100% تايید نمیکنم :)) خلاصه به این ترتیب شد که ما یه جلسه ی دیگه هم افتادیم:)
خوب ظاهرا هم که ایران حسابی شلوغ شده و بزن بزن شده! من هم بهتره نظرم رو در این مورد برای خودم نگه دارم
راستی من تهدیدم هنوز سر جاشه ها!! این دفعه که زود آپدیت کردم استثنا بود!!
فعلا!
|
|
|
|
|
 |
|
 |
|
|