Wednesday, June 11, 2003

فکر کنم برای اولين بار در تاريخ چندين و چند ساله ی وبلاگ نويسی من برای اولين بار تعداد نظرها از 40 بيشتر شد :)) يا اگه بخوايم دقيقتر بگيم 20! شايد هم 10!! خيلی هم جالبه که تمام اين 40 تا نظر توسط فقط 4 تا 5 نفر نوشته شده :))
خوب حالا از تعداد نظرها که بگذريم، بايد بگم که اصلا نميتونين تصور کنين من چقد برای امروز کار داشتم!!! يعنی خودم هم کف کرده بودم!! ما اينجا روزی 5 تا زنگ داريم که يکيش ناهاره!! در اين 4 زنگ، من دو زنگش رو سمينار داشتم و دو زنگش رو امتحان!! واقعا ديگه کم مونده بود بهم بگن بيا زنگ ناهار هم يه سمينار بده!!! حالا جالب اينه که من از يه هفته پيش ميدونستم اين همه کار دارم ولی با اين وجود تا ديشب هيچ گونه اقدامی نکردم :) حالا نميدونم اين عادت ايرانيهاس يا کلا همه ی آدمها اينجورين!!
به هر حال گفتم که بدونين دليل اينکه ديشب آپديت نکردم همين بود!
قبل از اينکه يادم بره، به خواهش آقای اميرمسعود من تصميم گرفتم که به وضعيت وکيل lollipop رسيدگی کنم! از اونجايی که تنها مشکل موجود اينه که اگه ايشون برن زندان کسی نيست که خرج زن و بچه شون رو بده، من گفتم همينجا يه صندوق صدقات بذاريم و هر کس هر چقد ميتونه کمک کنه! خوب اينم از رسيدگی به مشکل! فکر نکنم ديگه مانعی سر راه زندان رفتن ايشون باشه :)
امروز سر کلاس آمار که presentation داشتيم، از اونجايی که کلمه کلمه ی پروژه مون کاملا اشتباه و در تضاد با قوانين رياضی بود، تصميم گرفتيم دست به يک عمليات اساسی بزنيم! برای همين 4 سری شکلات و آبنبات آورديم سر کلاس که هر 5 دقيقه يک بار به معلم بديم!! نخندين! کاملا موثر بود و 95 گرفتيم :) ولی حيف که سر سمينار دومم نميتونستم از اين روش استفاده کنم:(
آهان! قرار بود راجع به رشته ی دانشگاهم توضيح بدم! دانشگاه U of T يه رشته داره به اسم Engineering Science! بهتر هم هست که ترجمه ش نکنين به مهندسی علوم چون اصلا معنی نميده!! تو اين رشته در دو سال اول 8 تا رشته ی مهندسی مختلف رو بهت ياد ميدن! البته مسلما کامل نميتونن همشون رو درس بدن ولی بالاخره تو دو سال اول ميتونی يه پيش زمينه از اين 8 تا رشته پيدا کنی! بعضی از اين 8 تا رشته Computer Engineering, Electrical Engineering, Biomedical Engineering, NanoEngineering و AeroSpace Engineering هستن! خلاصه کلی باحاله! بعدش تو سال سوم از بين اين 8 تا رشته يکيش رو انتخاب ميکنی و تو دو سال باقيمونده اون رو ميخونی و بعد مدرک ميگيری! ميدونم که تو کانادا فقط U of T يه همچين رشته ای داره ولی آمريکا رو نميدونم. اگه کسی ميدونه بيزحمت به منم بگه :) (تو نظر خواهی! نظر نظر نظر!!)
خلاصه فعلا يه هفته وقت دارم که تا قبل از امتحان ها نفس بکشم! گرچه بعضی وقتها با خودم فکر ميکنم اصلا من چرا اينقد خودم رو ميکشم و درس ميخونم! دانشگاه که قبول شدم، چرا يه ذره استراحت نميکنم؟!؟!
من برم يه ذره برای اميرمسعود نظر بنويسم تا من رو نکشته!! فکر کنم تا حالا 20 باری به اين موضوع اشاره کرده:)
فعلا!