|
|
 |
|
 |
|
|
Monday, May 05, 2003 |
ساناز برگرده... ساناز برنگرده... ساناز بنويسه... ساناز ننويسه... ساناز برگرده... ساناز برنگرده...ساناز بنويسه... ساناز ننويسه... هنوز 5، 6 تا گلبرگ گل مونده... فکر ميکنين آخريش کدومشه؟
ساناز ميخواد بنويسه... ولی نميدونه چه جوری اين همه فکر رو با فشار دادن فقط 26 تا کليد ثبت کنه... ساناز به اندازه ی 5 گيگا بايت فکر تو اون مخش داره ولی نميتونه از بين اين ميليونها کلمه حتی يک کلمه برای توصيفش پيدا کنه... ساناز ميخواد همه چی رو بگه... به خدا اگر بگه ديگه لازم نيست رژيم بگيره... قول ميدم اگه همه ی اين فکرها رو پرت کنه يه جای خيلی دور دکتر بهش ميگه سوء تغذيه داری... ولی حيف که ساناز هر چی سعی ميکنه رژيم بگيره فايده نداره... شما بگين ساناز چی کار کنه؟
|
|
|
|
|
 |
|
 |
|
|